بدون شرح ...

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٧


اتحادیه عرب : شهرک سازی پس از آناپولیس 12 برابر شد

 

 

« محمد صبیح » معاون دبیرکل اتحادیه عرب در امور فلسطین و سرزمین های اشغالی گفت که میزان مستعمره سازی در کرانه باختری پس از کنفرانس آناپولیس 12 برابر شده است و این درحالی است که توقف مستعمره سازی یکی از مفاد اصلی نشست آناپولیس است !

به گزارش خبرگزاری قدس به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره وی با انتقاد از سکوت آمریکا در برابر مستعمره سازی در سرزمین های فلسطینی گفت : هم اکنون 9 طرح مستعمره سازی در شهر قدس درحال انجام است که اسرائیل 4 هزار و 493 دونم (هر دونم تقریبا یکهزار متر است ) از زمین های فلسطینیان را به خاطر اجرای این طرح مصادره کرده است .

وی همچنین با اشاره به مصادره زمین فلسطینیان در قدس نسبت به خطر یهودی سازی در این شهر هشدار داد

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٧


البرغوثي : شهرك سازي صهيونيست ها پس از آناپوليس 20 برابر شده است

 

   

عضو مجلس قانون گذاري و دبير كل ابتكار ملي فلسطين اعلام كرد : صهيونيست ها از لحاظ شهرك سازي در 10 سال اخير بيشترين فعاليت را داشتند.
به گزارش فارس به نقل از مركز اطلاع رساني فلسطين دكتر « مصطفي البرغوثي » تاكيد كرد : « از زمان تشكيل اجلاس آناپوليس تا كنون تعداد واحدهاي مسكوني صهيونيستي در حال ساخت 11332 واحد است كه اين ميزان در مقايسه با گذشته 20 برابر شده است .
عضو مجلس قانون گذاري فلسطين افزود : « مقامات اشغالگر صهيونيستي به دستور وزارت جنگ اكنون مشغول ساخت هزاران واحد مسكوني هستند.
برغوثي ادامه داد : « هيچ توجيهي براي سرعت بخشيدن اسرائيل به شهرك سازي وجود ندارد و اشغالگران تنها مي خواهند تمامي مناطق اشغالي را در اختيار داشته باشند.
وي همچنين بر ضرورت مشروط بودن مذاكرات بر توقف كامل شهرك سازي در كرانه باختري و قدس و متوقف كردن ساخت ديوار حايل و پايان دادن به محاصره غزه تاكيد كرد

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٧
تگ های این مطلب :اجلاس آناپوليس و تگ های این مطلب :شهرك سازي


ناکامی کنفرانس آناپولیس

   

جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا در آغاز کنفرانس آناپولیس (از پنجم تا هفتم آذر) که موضوع آن احیای مذاکرات صلح خاورمیانه بود موافقت اسرائیل و فلسطینیان را برای دستیابی به یک صلح جامع تا پایان سال میلادی جاری اعلام کرد. آقای بوش قول حمایت کامل آمریکا از این تلاش ها را داد و گفت : محور مذاکرات تاسیس یک کشور مستقل فلسطینی است که با اسرائیل همزیستی دارد. ولی جورج بوش خاطرنشان کرد که اسرائیل باید به توسعه شهرک های یهودی نشین پایان دهد و کشورهای عرب هم باید حمایت خود از محمودعباس را نشان دهند.
پس از پایان سخنرانی جورج بوش محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان گفت : تمام مسائل مورد اختلاف فلسطینیان و اسرائیل از جمله وضعیت بیت المقدس و سرنوشت آوارگان فلسطینی باید در مذاکرات مطرح گردد. محمودعباس افزود که مذاکرات باید موجب یک صلح کامل و عادلانه شود که به اشغال سرزمین های فلسطینی توسط اسرائیل پایان دهد فعالیت های شهرک های یهودی نشین متوقف شود. زندانیان آزاد شوند و به فلسطینیان برای برقراری نظم و قانون کمک شود.
سخنران بعدی کنفرانس « ایهود اولمرت » نخست وزیر اسرائیل بود که گفت او برای یک آشتی تاریخی با فلسطینیان و تمام ملت های عرب در کنفرانس شرکت کرده است . اولمرت گفت : او با وجود موانعی که ناشی از ادامه خشونت علیه شهروندان اسرائیلی است در کنفرانس حاضر شده است . نخست وزیر اسرائیل گفت که اسرائیل خواستار صلح است و برای دستیابی به صلح حاضر به مصالحه دردناکی است .
پیش از آغاز کنفرانس شاهزاده « سعودالفیصل » وزیر امور خارجه عربستان سعودی گفت : آمریکا وعده داده که مذاکرات مربوط به صلح میان اسرائیل و فلسطینی ها ظرف یک سال تکمیل شود. وزیر امور خارجه عربستان افزود به کشورش اطمینان داده شده که آمریکا تمام توان خود را برای حصول موافقت نامه میان طرفین به کار خواهد گرفت . جورج بوش نیز قبلا نسبت به چشم اندازصلح ابراز خوشبینی کرده بود.
اما در غزه « اسماعیل هنیه » رهبر جنبش حماس گفت : مذاکرات آناپولیس شکست خواهد خورد. آقای هنیه گفت : رهبران عرب و فلسطینی که در کنفرانس آناپولیس شرکت کرده اند حق ندارند برای آن دسته از مردم فلسطین که در انتخابات به حماس رای دادند تصمیم گیری کنند. اسماعیل هنیه گفت که آقای عباس هیچ حقی برای اعطای امتیازات در هیچ گونه طرح صلحی ندارد.
وی اضافه کرد : « مردم معتقدند که این کنفرانس ثمربخش نخواهد بود و هرگونه توصیه یا تعهدی در این کنفرانس که به حق ما لطمه بزند برای مردم ما الزام آور نخواهد بود. اینها تنها برای امضاکنندگان تعهدآور خواهد بود.
«
محمود زهار » یکی دیگر از رهبران بلندپایه حماس به بی بی سی گفت حتی اگر از حماس برای شرکت در کنفرانس دعوت به عمل می آمد شرکت در کنفرانس بی معنی بود چون اسرائیل آماده پایان دادن به اشغال سرزمین های فلسطینیان نیست و محمود عباس نماینده اکثر فلسطینیان محسوب نمی شود.
بیش از 40 کشور و سازمان از جمله عربستان سعودی و سوریه به همراه 15 کشور عربی دیگر به این کنفرانس در شهر آناپولیس مرکز ایالت مریلند دعوت شده بودند.
یک هفته قبل از آغاز کنفرانس مذاکره کنندگان اسرائیلی و فلسطینی در واشنگتن ملاقات کردند تا شروط اولیه واساسی برای مذاکرات آینده را ترسیم کنند. قبل از کنفرانس جورج بوش با ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی دیدار کرده بود.
کنفرانس سازش آناپولیس در کنار هدف اصلی یعنی هموار کردن راه سازش میان اسرائیل و فلسطین هدف دیگری نیز داشت و آن جلوگیری از نفوذ روزافزون جمهوری اسلامی و اسلام رادیکال در منطقه بود. کنفرانس آناپولیس با وجود آنکه از همان ابتدا با کم اعتنایی بسیاری از تحلیلگران آمریکایی مواجه شد در عمل بسیاری از شرکت کنندگان را از جهت دیگری آسوده خاطر کرد. آن دسته از کشورهای عرب منطقه که از گسترش روزافزون اسلام سیاسی به ویژه تشکیلات رزمنده ی شیعه در منطقه ابراز نگرانی می کردند این کنفرانس را نشانه ائتلاف وسیعی با ایالات متحده و اسرائیل برای جلوگیری از این گسترش می بینند.
روزنامه « سانفرانسیسکو کرانیکل در این باره نوشت : « حماس حزب الله و ایران که به کنفرانس دعوت نشده بودند بهتر است به نشست آناپولیس توجه خاص نشان دهند.
یکی از مشاوران هیئت فلسطینی شرکت کننده در کنفرانس به خبرنگار نیویورک تایمز گفت : آمدن نمایندگان کشورهای عرب به اینجا آمده اند تا با ایالات متحده یک ائتلاف ]به آناپولیس [نه به خاطر علاقه خاص آنها به یهودی ها بود و نه به فلسطینی ها. کشورهای عرب استراتژیک علیه ایران تشکیل دهند.
«
هشام ملحم » روشنفکر عرب و رئیس دفتر تلویزیون العربیه در شهر واشنگتن دی سی می گوید : در میان طبقات سیاسی دنیای عرب این نگرانی و هراس جدی وجود دارد که جریانات اسلامی به وضعیت پایدار و آرامی دست نیافته اند. این طبقات از این نگران اند که ایران و متحدانش به نحوی عمل کنند که گویی پایان کار آمریکا در خاورمیانه از هم اکنون آغاز شده است .
«
شبلی تلحمی » استاد علوم سیاسی در دانشگاه مریلند به خبرنگار نیویورک تایمز گفته است که الگوی ایران و القاعده باعث شده که کشورهای عرب [کشورهای عرب موقعیت کنونی را اضطراری ارزیابی کنند و در این کنفرانس شرکت جویند. آقای تلحمی می گوید : « از گرایش مثبت مردم به حزب الله و حماس نگران شده اند. » ]منطقه
یکی از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا از شهر نیویورک به نام « گری اکرمن » می گوید : « همه در کنفرانس آناپولیس یک وجه مشترک دارند. این وجه مشترک علاقه به اسرائیل و فلسطینی ها نیست بلکه ترس ازایران است .
روزنامه « تاگس آنتسایگر » چاپ سویس درباره نتایج کنفرانس صلح در آناپولیس نوشت : در این کنفرانس شیوه های فکری کهنه غالب است . هیچ پیش شرط امیدبخشی برای مذاکرات درنظر گرفته نشده است . بدون پایان دادن به سیاست اسکان یهودیان در مناطق فلسصطینی تقسیم حکومت در شهر اورشلیم و گشایش جدید برای مسئله بغرنج آوارگان فلسطینی دستیابی آناپولیس را وادار به فعالیت کرده است نیز نمی تواند پایه ای برای صلح باشد.
روزنامه ی آلمانی « تاگس تسایتونگ » چاپ برلین درباره ی کنفرانس خاورمیانه در آناپولیس نوشت : « واشنگتن به متحدان عرب نیازمند است به ویژه اگر بخواهد به سوی یک رودررویی با ایران برود. شمار کشورهای عربی که مخالف مذاکرات با اسرائیل هستند تاکنون هیچگاه این اندازه کوچک نبوده است . وضعیتی که البته لزوما نباید زیاد به درازا بکشد. دولت های عربی نیازمند نتایجی هستند تا بتوانند در کشورهای خود نشان دهند که مذاکرات کارآتر از « مقاومتی » است که حماس و حزب الله تبلیغ می کنند. میانجی این کنفرانس یعنی ایالات متحده اسرائیل فلسطینی ها و کشورهای عرب همه می ترسند زیرا می دانند که دیر شده است شاید خیلی دیر. اما اگر اکنون کاری انجام نشود همه چیز بدتر می شود.
روزنامه فرانسوی « لاکرووا » چاپ پاریس نیز به کنفرانس صلح خاورمیانه در آناپولیس پرداخته است : « ایهود اولمرت » نخست وزیر اسرائیل از طریق اتهامات مربوط به فساد تضعیف شده است « محمدعباس » رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از طریق افراطیان جنبش حماس و بوش میزبان آنان از طریق جنگ پایان نیافتنی در عراق . این اتحاد ضعفا می تواند منجر به آن گردد که در آناپولیس ندای عقل شنیده شود. بدون یک اتحاد منطقه ای و بین المللی در مذاکرات صلح خاورمیانه پیشرفتی وجود نخواهد داشت . به صلح تنها از طریق سازش و مصالحه می توان دست یافت .
روزنامه ی بریتانیایی « تایمز » چاپ لندن در مورد کنفرانس صلح خاورمیانه نوشت : حدود 40 کشور و از جمله عربستان سعودی و سوریه در مریلند نماینده دارند و خود این امر یک موفقیت است . این به معنای آن است که می توان سطح انتظارات را کمی بالا برد. اما یکی از تهدیدهای روشن سازمان افراطی اسلامی حماس است که بر نوار غزه حاکم است و موقعیت محمودعباس را تضعیف می کند. عباس باید در این کنفرانس تقویت شود و نمی تواند با دست های خالی به خانه بازگردد. مصالحه هایی که او انتظار دارد در درجه نخست اقتصادی هستند. این امر به عباس کمک می کند و گام نخست است.

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٦
تگ های این مطلب :کنفرانس آناپولیس و تگ های این مطلب :آمریکا و تگ های این مطلب :اسرائیل و فلسطینیان و تگ های این مطلب :شهر


كنفرانس پاييزي همچنان كه از نامش پيداست، «خزان زده و شكست خورده» است .

رهبر معظم انقلاب:
مقاصدآمريكا از كنفرانس پاييزي محقق نخواهد شد


مقام معظم رهبري تاكيد كردند: كنفرانس پاييزي همچنان كه همه مي‌گويند و از نامش پيداست، «خزان زده و شكست خورده» است، اما امريكايي‌ها تلاش مي‌كنند براي جبران بخشي از شكست‌هاي دولت جعلي صهيونيست، اين كنفرانس را به نتيجه‌اي برسانند.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري، بيش از هشت ميليون نفر از بسيجيان سرافراز، صبح ديروز در بيش از 30هزار نقطه در سراسر سرزمين پهناور ايران حماسه پرشكوه مقاومت و پايداري آفريدند و بخش‌هايي از آمادگي و قدرت بازدارندگي ملت بسيجي ايران را در دفاع از اسلام و انقلاب و ايران متجلي ساختند. كانون اصلي اين رزمايش و همايش ملي، مراسم ويژه‌اي بود كه با حضور حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي و فرمانده كل قوا در تهران برگزار شد.
در ابتداي ورود رهبر انقلاب اسلامي به‌اين مراسم كه همزمان با تهران در 400 شهر و ده‌ها، هزار نقطه ديگر از ايران عزيز در حال برگزاري بود، سرود جمهوري اسلامي نواخته شد.
حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي سپس با حضور در مقابل يادمان شهيدان و قرائت فاتحه، از درگاه پروردگار كريم، علو درجات شهيدان حماسه ساز ملت مومن ايران را مسالت كردند. 
فرمانده كل قوا سپس از گردان‌هاي عاشورا و الزهرا و يگان‌هاي تخصصي بسيج كه در مسيري يك كيلومتري، با نظم و آرايش خاص، مستقر شده بودند سان ديدند.
حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي در اين مراسم در سخناني كه همزمان براي ميليون‌ها بسيجي در سراسر كشور پخش مي‌شد، بسيج را همچون انقلاب اسلامي، از آيات الهي خواندند و خاطرنشان كردند: خصوصيات يگانه و ممتاز انقلاب پرشكوه ملت ايران، همچون مردمي بودن، عمق ديني، تكيه بر ايمان و معنويت، حضور در همه عرصه‌ها و ميدان‌ها، نشاط و شادابي و تحرك و سازش‌ناپذيري، در مجموعه بسيج نيز وجود دارد و به همين علت بسيج، همچون اصل انقلاب، جاودانه، ماندگار، فعال و اثربخش خواهد بود.
ايشان، بسيج را مانند انقلاب اسلامي، پديده‌اي بي سابقه برشمردند و افزودند: اگرچه نيروي مقاومت به شكل‌هاي گوناگون در كشورهاي مختلف وجود داشته است، اما جوهره و حقيقت بسيج، با اين‌گونه نيروها، كاملاً متفاوت است و به همين دليل، بسيج در مفهوم واقعي، مجموعه‌اي يگانه و بي نظير است.  فرمانده معظم كل قوا، با اشاره به ظهور معجزه آفرين بسيج در جنگ تحميلي افزودند: همه قدرت‌هاي بزرگ پشت سر رژيم متجاوز صدام قرار داشتند، اما جوانان مومن و بسيجي ملت ايران، با تكيه بر خدا، و اعتماد به نفس، پيچيده‌ترين تاكتيك‌هاي جنگي را در اين نبرد نابرابر و دشوار، طراحي و اجرا كردند و معجزه‌هايي مانند عمليات فتح‌المبين و بيت‌المقدس به وجود آوردند كه تحقق آنها جز به دست جوان مومن ايراني، ممكن نبود.
حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي، مردمي بودن را از ديگر خصوصيات مشترك انقلاب اسلامي و بسيج دانستند و خاطرنشان كردند: بسيج در حماسه دفاع مقدس افتخارات فراواني به دست آورد و در حال و آينده نيز اگر كشور نياز نظامي پيدا كند، بسيج در صف مقدم دفاع و حماسه است؛ اما جنگ، همه محتواي بسيج نيست و اين شجره طيبه به علت برخورداري از خصوصيت مردمي بودن در همه عرصه‌هاي كشور جاري و تاثيرگذار است.  رهبر انقلاب اسلامي، حضور بسيج در ميدان‌هاي سازندگي و كمك رساني را يادآور شدند و افزودند: در عرصه‌هاي بسيار پيچيده، دقيق و حساس از جمله موضوع فناوري هسته‌اي و نيز تحقيقات بسيار پيشرفته موسسه رويان، جوانان متدين، مومن، مبتكر و سرشار از اعتماد به نفس حضور دارند كه به علت همين خصوصيات، طبيعت و جنسشان بسيجي است و اگر در واقع اين‌گونه مجموعه‌ها و اين عناصر مردمي در هر عرصه و ميداني فعال باشند، اجزاي طبيعي و حقيقي بسيج به شمار مي روند.
حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي، بسيج را همچون انقلاب اسلامي، مجموعه‌اي كاملا ديني و متكي بر ايمان و معنويت برشمردند و افزودند: بسيج مانند انقلاب، سيراب از معارف اسلامي و سلوك ديني است و همچون امام بزرگوار و عظيم‌الشان از عمق جان خود، متشرع و مومن است.  فرمانده كل قوا، سازش‌ناپذيري با دشمن را از ديگر خصوصيات مشترك انقلاب اسلامي و بسيج خواندند.
ايشان با اشاره به انواع فشارهاي سياسي، اقتصادي و نظامي دشمنان در تمامي سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي تاكيد كردند: انقلاب و امام در مقابل آن فشارها تسليم نشدند و بسيج نيز هرگز در مقابل فشارها، قواعد ظالمانه و جوسازي‌ها تسليم نمي‌شود و يك قدم نيز به عقب نمي‌رود.  رهبر انقلاب اسلامي، بسيج را قالبي براي فعاليت بهترين جوانان و عناصر كشور در مسير تحقق آرمان‌هاي ملت بزرگ ايران دانستند و افزودند: هركس به معناي حقيقي كلمه، از خصوصيات بسيج برخوردار باشد، بايد به بسيجي بودن خود افتخار كند. 
حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي، نيروي بسيج را نيروي عظيم ملت ايران خواندند و با توصيه به عناصر مومن، شاداب و مبتكر مجموعه بسيج، براي افزايش كيفيت و گسترش تاثيرگذاري بر فضاي عمومي جامعه، افزودند: همت و عشق و اميد ما اين است كه مجموعه بسيج همه افراد ملت را دربر گيرد كه به ياري پروردگار همينگونه خواهد بود.
ايشان، ايستادگي ملت در برابر فشارها و جوسازي‌ها، وفاداري مردم به آرمان‌هاي انقلاب و استمرار اهتزاز پرچم اسلام بر فراز دستان قدرتمند ملت ايران را، مايه دلگرمي امت اسلامي و نشانه‌هاي پيروزي ملت بسيجي ايران بر دشمنان خواندند و افزودند: نظام اسلامي، به بركت خصوصيات ممتاز و مشترك انقلاب و بسيج، توانسته است در همه ميدان‌ها به پيش برود و دشمنان بايد اعتراف كنند كه در مقابل نشاط، عزم، اراده و سربلندي ملت ايران كم آورده‌اند.
رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنانشان در اجتماعات همزمان هشت ميليون بسيجي در سراسر كشور، به فعاليت امريكا براي برگزاري كنفرانس از قبل شكست خورده پاييزي
 اشاره كردند و افزودند: كنفرانس پاييزي همچنانكه همه مي‌گويند و از نامش پيداست، خزان زده و شكست خورده است، اما امريكايي‌ها تلاش مي‌كنند براي جبران بخشي از شكست‌هاي دولت جعلي و غاصب صهيونيست، اين كنفرانس را به نتيجه‌اي برسانند كه البته بيداري ملت فلسطين كه با بيداري امت اسلامي و به ويژه ملت عظيم ايران، گره خورده است مانع تحقق مقاصد شوم دولت امريكا از برپايي اين كنفرانس خواهد شد.  حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي تاكيد كردند: شعارها، مواضع و ايستادگي ملت ايران در مسائل منطقه‌اي و جهاني تاثيرگذار است و اين واقعيت نشانه پيشرفت روزافزون ملت به سمت آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامي است.

  
نویسنده : صادق ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦


اعتراف هاآرتص به فريب اعراب

هاآرتص اعتراف كرد :
اسرائيل در آناپوليس اعراب را فريب داد

 

 

روزنامه هاآرتص با ارايه تحليلي از فريبكاري رژيم صهيونيستي عليه فلسطينيان و كشورهاي عربي در كنفرانس آناپوليس پرده برداشت .
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران روزنامه هاآرتص در سرمقاله خود با ارايه تحليلي نوشت : در حالي كه دوربين ها از مراسم كنفرانس صلح در آناپوليس تصوير مي گرفت و رهبران آمريكا اسراييل و فلسطين در خصوص صلح سخنراني مي كردند چهار فلسطيني در حمله اسراييل عليه غزه كشته شدند و فلسطينيان كشته شده در نوار غزه طي چند روز پيش از برگزاري آناپوليس به 20 نفر رسيد .
هاآرتص در ادامه مي نويسد : ايهود باراك وزير جنگ اسراييل پيش از سفر به آناپوليس صراحتا اعلام مي كند كه هر روز به زمان انجام عمليات نظامي عليه غزه نزديك تر مي شويم .
طرح هاي اسراييل براي حمله عليه غزه تكميل شده و نيروهاي لازم براي انجام اين عمليات آموزش ديده اند.
در ادامه اين تحليل آمده است : سازمان امنيتي اسراييل منتظر هر گونه بهانه براي حمله عليه غزه است و چنانچه يك اقدام از سوي فلسطينيان هم چون حملات موشكي عليه شهرك هاي يهودي نشين صورت گيرد اسراييل اين طرح را عملي خواهد ساخت .
هاآرتص در ادامه به مساله ساخت شهرك هاي يهودي نشين اشاره كرده و آورده است : چشم پوشي از اين مساله كه المرت از آن به عنوان چشم پوشي هاي دردناك ياد كرده تنها يك مانور است و توقف ساخت اين شهرك ها هرگز عملي نخواهد شد بلكه اسراييل سعي دارد تا به ساخت شهرك هايش ادامه دهد.
در پايان اين تحليل آمده است : آناپوليس هرگز به نتيجه و راهكار سياسي منجر نمي شد اگر اسراييل شركت كنندگان در اين كنفرانس را فريب نمي داد!
از سوي ديگر روزنامه موسوم به الخليج چاپ امارت عربي متحده به نقل از سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي اسرائيل اعلام كردند موعد آغاز حمله همه جانبه اسرائيل به نوار غزه نزديك است و به زودي اين عمليات آغاز مي شود.
افيگدور ليبرمان وزير تهديدات راهبردي اسرائيل در يك اظهار نظر كم نظير گفت : با اين عمليات گسترده نظامي موافقت خواهد شد چرا كه اين جنگ تنها راه باقي ماندن اسرائيل در قدرت خواهد بود.
افيگدور ليبرمان همچنين به نقل از بنيامين نتانياهو رئيس حزب ليكود و رئيس گروه مخالفان در كنست اسرائيل افزود : هم ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل و هم ايهود باراك وزير جنگ هر دو نشست آناپوليس را بهانه كردند تا سرپوش و بهانه اي براي آغاز اين جنگ باشد.
وزير تهديدات راهبردي اسرائيل تصريح كرد : اولمرت خود از حاميان اصلي جنگ بر ضد فلسطينيان ساكن نوار غزه است ; چرا كه در صورت عملي شدن و موفقيت اين جنگ وي و باراك سعي خواهند كرد از كميته حقيقت ياب بررسي علل شكست اسرائيل در برابر حزب الله در جنگ مرداد پارسال فرار كنند.
منابع نزديك به وزارت جنگ اسرائيل هم اعلام كردند : اين جنگ به علت نتايج سياسي كه براي اسرائيل خواهد داشت به زودي آغاز خواهد شد.
شهادت پنج فلسطيني در غزه
بر اثر دو حمله جداگانه جنگنده هاي رژيم صهيونيستي به نوار غزه 5 فلسطيني به شهادت رسيده و 8 تن ديگر مجروج شدند.
منابع پزشكي و شاهدان عيني فلسطيني اعلام كردند : در دو حمله جداگانه جنگنده هاي رژيم صهيونيستي عليه فعالان فلسطيني در نزديكي شهرك هاي القراره و عبسان در شرق شهر خان يونس واقع در جنوب غزه 5 فلسطيني به شهادت رسيدند كه 4 نفر از آنها از فعالان گردان عزالدين القسام شاخه نظامي جنبش حماس بودند.
براساس اين گزارش هم چنين يك غير نظامي فلسطيني به شهادت رسيده و 8 نفر ديگر مجروح شدند .
در بيانيه حماس آمده است : شهادت پنج فلسطيني ديگر نشان دهنده تداوم جنگ آشكار رژيم صهيونيستي عليه مردم فلسطين و مقاومت فلسطين است كه با گرفتن مجوز از كنفرانس آناپوليس صورت مي گيرد.
چنبش حماس هم چنين تاكيد كرده كه دشمن جنايتكار با هدف قرار دادن مواضع امنيتي و فعالان فلسطيني سعي دارد روحيه سربازان شكست خورده اش را بالا ببرد.
در اين بيانيه هم چنين تاكيد شده است : اين اقدامات هرگز عزم و اراده مقاومت را شكست نخواهد داد و گروه هاي مقاومت هم چنان به مبارزاتشان عليه طرح هاي دشمن صهيونيستي ادامه مي دهند.
از سوي ديگر جنبش مقاومت اسلامي فلسطين حماس با انتشار بيانيه اي از سازمان ملل خواست در اقدامي فوري قطعنامه 181 را كه حدود 60 سال پيش تصويب شد و حكم به تقسيم فلسطين مي دهد ابطال كند .
حماس در اين بيانيه مسئوليت تمام رنج هايي را كه ملت فلسطين در اين 60 سال متحمل شده است بر عهده سازمان ملل دانست كه اين قطعنامه را تصويب كرد.
حماس در اين بيانيه كه در آن خواستار بازبيني فوري سازمان ملل شده است افزود : براي سازمان ملل هيچ عيبي ندارد كه اشتباه خود را تصحيح كند; ولي بسيار ظالمانه است كه با ادامه دادن اين قطعنامه ملت فلسطين در زير ظلم و جور باشد.
حماس در اين بيانيه تاكيد كرد : سرزمين فلسطين از ازل تا كنون سرزميني عربي اسلامي است و باقي خواهند ماند و هيچ زماني قابل تقسيم نخواهد بود و يهود نيز در آن جايي نداشته است و نخواهد داشت .
حماس خاطر نشان كرد : از ذره اي از خاكمان چشم پوشي نخواهيم كرد و هرگز قبول نخواهيم كرد قطعنامه هاي ظالمانه اي كه حقوق ملت فلسطين را مثل بازگشت آوارگان تشكيل دولت مستقل فلسطين به مركزيت قدس پايمال مي كند و ناديده مي گيرد.

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦


پاييز آناپوليس

پاييز سازشكاران در آناپوليس

 

به ابتكار «كاندوليزا رايس» وزير خارجه آمريكا، روز 27 نوامبر (6 آذر) نشستي با عنوان «كنفرانس صلح خاورميانه» در آكادمي نيروي دريايي آمريكا در شهر آناپوليس، مركز ايالت مريلند برگزار مي شود كه از سوي رسانه هاي غربي نخستين مذاكرات همه جانبه و جدي در زمينه صلح خاورميانه از سال 2000 توصيف شده است.
در هفته گذشته، وزارت خارجه آمريكا با صدور بيانيه اي رسمي اعلام كرد براي 94 كشور و سازمان بين المللي و شخصيت هاي مطرح دعوتنامه فرستاده تا در نشست آناپوليس شركت كنند. چهار عضو شوراي امنيت در كنار آمريكا، بان كي مون دبيركل سازمان ملل متحد، توني بلر نماينده ويژه كميته چهار جانبه خاورميانه، عمروموسي دبيركل اتحاديه عرب، خاويرسولانا نماينده عالي سياست خارجي اتحاديه اروپا، نماينده پرتغال به عنوان رياست اتحاديه اروپا، نمايندگان بانك جهاني و صندوق بين المللي پول و كشورهايي چون آلمان، برزيل، كانادا، اسپانيا، ايتاليا، ژاپن، تركيه، نروژ، يونان، هند، موريتاني، عربستان، مصر، عراق، اردن، لبنان، الجزاير، سوريه، پاكستان، لهستان، سنگال، اسلووني، آفريقاي جنوبي، يمن، تونس، سودان، قطر، عمان، مغرب و امارات به همراه محمودعباس رئيس حكومت خودگردان و ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي از دعوت شدگان به نشست آناپوليس هستند.

دستور كار كنفرانس آناپوليس
15
سال پيش و پس از هياهوهاي كنفرانس مادريد و اسلو كه زمزمه تشكيل دولت فلسطين مطرح بود، ياسر عرفات به عنوان رهبر فلسطيني ها براي رايزني به فرانسه رفت. وي بعدها در خاطرات خود اينگونه گفت كه در ملاقات با فرانسوا ميتران رئيس جمهوري وقت فرانسه مسئله اعلان تشكيل دولت فلسطيني را با ميتران مطرح كردم و او مرا از اين كار منع كرد و گفت: اگر تشكيل دولت فلسطين اعلام شود، پاريس نمي تواند دولت فلسطيني را به رسميت بشناسد. عرفات مي گويد پرسيدم چرا؟ و ميتران گفت چون مرزهاي دولت فلسطيني مشخص نيست و من به رئيس جمهوري فرانسه گفتم شما كه دولت اسرائيل را به رسميت شناخته ايد حالا بگوييد مرزهاي اسرائيل كجاست كه ميتران سكوت كرد.
حال پس از 15 سال، قرار است محمودعباس به عنوان رئيس تشكيلات خودگردان در كنفرانسي شركت كند كه به گفته وي درباره موضوعاتي چون تعيين مرزهاي ميان اسرائيل و فلسطين، روشن شدن آينده بيت المقدس، حل مسئله شهرك هاي اسرائيلي برپا شده در زمين هايي كه اسرائيل در جنگ سال 1967 اشغال كرد و بازگشت پناهجويان فلسطيني به شهرها و روستاهايي كه در جنگ 1948 از آن رانده شده اند، بحث خواهد شد. اين در حالي است كه 5 روز مانده به نشست آناپوليس، ايهود باراك وزير جنگ و ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي در مصاحبه هايي به صراحت اعلام كردند در كنفرانس صلح آناپوليس درباره مسائل و موضوعاتي همچون احداث شهرك هاي صهيونيستي، بازگشت فلسطينيان به مناطق اشغالي 1948 و شهر بيت المقدس هيچ گونه مذاكره اي انجام نخواهد شد.
از سوي ديگر، وزارت خارجه آمريكا هم كه پيش از اين هدف برگزاري كنفرانس صلح آناپوليس را فراهم ساختن اجراي طرح دو دولت فلسطيني و اسرائيلي اعلام كرده بود، در روزهاي اخير تاكيد داشته «از آنجا كه به هر ميزان دامنه موضوعي مذاكرات افزايش يابد، به همان ميزان شانس دستيابي به توافقات نيز كاهش مي يابد، بنابراين بايد تلاش كرد زمينه هاي از سرگيري روابط سياسي- اقتصادي ميان اسرائيل و كشورهاي عربي منطقه را فراهم آورد
حال با توجه به اينكه حتي موضوع و دستوركار كنفرانس موسوم به صلح آناپوليس، مورد توافق طرف هاي اصلي مذاكره كننده نيست، پس برپا كنندگان اين نشست چه اهدافي را وراي اين كنفرانس دنبال مي نمايند؟

اهداف آمريكا از نشست آناپوليس
جورج بوش كه هفته گذشته در كنار كاندوليزا رايس به سوالات خبرنگاران درباره اهداف نشست پاييزي پاسخ مي گفت به صراحت اعلام كرد: «موضوع اعراب و اسرائيل را در دوره رياست جمهوري اش يكسره خواهد كرد
ارزيابي عملكرد 7 ساله نومحافظه كاران آمريكايي در موضوعات مهم بين المللي همچون عراق، افغانستان، كره شمالي، سوريه، سودان، لبنان، فلسطين و ايران نشان مي دهد كه هيچ نقطه روشني در كارنامه آنان مشاهده نمي شود و روند امور در موضوعات درجه اولي همچون باتلاق عراق و مهار رفتار ايران به بهانه پرونده هسته اي، سير قهقرايي كاخ سفيد به همراه داشته است از اين رو برگزاري يك نشست به ظاهر بين المللي ولو در سطح پاييني از مقامات دولت هاي شركت كننده، يك نياز اساسي براي دولتمردان كاخ سفيد به ويژه مقامات وزارت خارجه اين كشور است تا شايد يك موضوع درجه2 بتواند گرهي از انبوه مشكلات آنها بگشايد.
با توجه به مشكلات عديده اي كه ايالات متحده آمريكا در حال حاضر با آن دست وپنجه نرم مي كند، به يقين موضوع صلح ميان فلسطينيان و اسرائيل و حتي به تعبيري اعراب و اسرائيل يك نياز درجه اول سياسي براي آنان نخواهد بود. آمريكايي ها به ظاهر در تدارك برقراري صلح وسازش ميان اعراب و اسرائيلي برآمده اند كه در چهار دهه گذشته هيچ جنگ و منازعه اي با هم نداشته و گاه در برخي موارد دولت هاي عربي در نقش ستون پنجم رژيم صهيونيستي عمل كرده اند. به تعبيري ديگر، نشست آناپوليس را بايد آخرين فرصت نومحافظه كاران براي ورود و حضور در يك موضوع بين المللي دانست كه آمريكايي ها مي خواهند طلايه دار آن باشند.
در آن سوي ميدان نيز رژيم صهيونيستي كه از بحران هاي شديد داخلي به ويژه پس از شكست درجنگ 33 روزه و متعاقب آن گزارش وينوگراد رنج مي برد، پاي به ميدان آناپوليس گذاشته است تا ضمن ترميم چهره شكست خورده اش در مقابله با حزب ا... لبنان، حقارت رژيم هاي عربي و سازشكار منطقه را به رخ آنان بكشد.
رژيم صهيونيستي در سه سال گذشته سعي نموده است موضوع منازعه فلسطين- اسرائيل را تبديل به منازعه فلسطيني- فلسطيني نمايد كه اين پروژه را با روي كار آوردن دولت دست نشانده اي به نام ابومازن اجرايي نموده است و هم اكنون چالشي جدي ميان گروه اسلامگراي حماس كه بر منطقه غزه تسلط دارد و گروه لائيك فتح كه از ابومازن حمايت مي كند و مناطق كرانه باختري را تا حدودي در اختيار دارند، وجود دارد. جرقه اين توطئه با انحلال كابينه مردمي اسماعيل هنيه كه پس از پيروزي آنان در انتخابات پارلماني بهمن 1384 به دست آمد، زده شد و فلسطين به دو بخش غربي و شرقي تبديل گرديد. نشست آناپوليس مي تواند به درگيري هاي داخلي و تشديد اختلاف ميان گروه هاي فلسطيني از طريق حمايت آمريكا، اروپا و برخي كشورهاي عربي از ابومازن و در نتيجه دامن زدن به آتش فتنه كمك كند.
از سوي ديگر، حضور مقاماتي از كشورهاي عربي و اسلامي در اين كنفرانس و مذاكرات روياروي آنان با هيأت اسرائيلي، جريان عادي سازي مذاكره و رابطه با رژيم صهيونيستي را تسهيل خواهد كرد. علاوه بر آنكه اين رژيم كه در سال هاي اخير تنها نان پيروزي هاي گذشته خود را مي خورد و با تمركز بر عمليات هاي تروريستي و قتل عام فلسطيني ها درصدد پيشبرد اهداف خود مي باشد، در اين نشست سعي خواهد كرد مشكلاتش را نه تنها با هزينه هاي كمتر بلكه با اخذ امتيازات لازم، حل نمايد.
در عين حال مقامات تل آويو، واقعيت هاي كشورفلسطين را به خوبي مي دانند. يك ماه پيش از برگزاري نشست آناپوليس، موسسه صهيونيستي «معيار صلح»، با انجام يك نظرسنجي درمناطق اشغالي به نتايج ملموس و آموزنده اي براي دولتمردان اين رژيم دست يافت. بيش از 90 درصد صهيونيست هاي ساكن در اراضي اشغالي معتقد بودند محمودعباس در رويارويي با حماس شكست خواهد خورد، محمودعباس فاقد قدرت واقعي در ميان فلسطينيان است، تحريم حماس بي فايده است و حتي به قدرتمند شدن اين جنبش مردمي كمك خواهد كرد.
اين موسسه نظرسنجي كه نيروهاي خود را براي تكميل فرم هاي نظرسنجي به غزه و كرانه باختري هم فرستاده بود، در جمع بندي نتايج نظرسنجي اش به مقامات رژيم صهيونيستي اعلام كرد: «مردم فلسطين ابومازن را بازيچه دست آمريكا و اسرائيل مي دانند، آنان پيروز نهايي را گروه اسلامگراي حماس و 10 گروه هم پيمان حماس مي دانند. به تحريم و محاصره حماس پايان دهيد تا از فراگيرشدن و نفوذ قدرت اسلامگرايان در فلسطين جلوگيري نماييد
رفتار گذشته مقامات رژيم صهيونيستي و دنياي غرب در برخورد با ابومازن نشان مي دهد كه آنان روي دشمن ضعيف، زبون و سازشكار حسابي باز نمي كنند، نه با او وارد مذاكره جدي مي شوند و نه توافقنامه اي را به امضا مي رسانند. آنان چشم به طرف اصلي درگيري و نزاع دارند. طرفي كه حرف اول و آخر را در ميدان نبرد با اسرائيل زده و عزت و شرف و حيات خود را در مبارزه و ايمان به پيروزي نهايي تعريف كرده است. از اين رو مقامات رژيم صهيونيستي حتي دولت هاي عربي را كه در 40 سال گذشته حتي يك تير مشخصي هم به سمت سرزمين هاي اشغالي شليك نكرده اند را هم طرف مذاكره و صلح واقعي و پايدار نمي داند. مشكل اين رژيم و دولت اولمرت، مبارزاني است كه توان مهار آنان را ندارند، مبارزاني كه به تصريح رسانه هاي صهيونيستي، جابه جايي كوه ها آسان تر از خلع سلاح و كشانيدن آنان به پاي ميز مذاكره مي باشد.
تغيير فاز مبارزه مردم فلسطين از تكيه بر شعارهاي ناسيوناليستي و ملي گرايانه به شعارها و آرمان هاي اسلامي، يك معضل جدي و اساسي براي رژيم صهيونيستي و رژيم هاي سازشكار عربي است. انتفاضه اول و دوم ملت فلسطين با الهام از تاثيرات و آموزه هاي انقلاب اسلامي ايران، بر بستر مبارزات ديني و اسلامي آنان شكل گرفت و در تداوم همين حركت نجات بخش بود كه جنبش اسلامگراي حماس در ائتلاف با 10 گروه اسلامي ديگر، اكثريت كرسي هاي پارلمان را در دست گرفته و كابينه اسماعيل هنيه را تشكيل دادند.
امروز حماس به عنوان نماينده واقعي مردم فلسطين در نشست سازش آناپوليس شركت ندارد و اصولا چنين جنبشي نمي تواند بر سر حقوق ملت فلسطين پاي مذاكره و سازش حضور پيدا كند. دولت هاي حاضر در آناپوليس هم نمي توانند از جانب مردم فلسطين تصميمي بگيرند. امروز موضوع فلسطين از مرز دولت هاي عربي عبور كرده و تبديل به منازعه دنياي اسلام و حاميان رژيم صهيونيستي شده است.

ورود جهان اسلام به موضوع فلسطين
92
سال پيش يعني سپتامبر 8791، هنگامي كه انورسادات رئيس جمهور معدوم مصر و مناخم بگين نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي، پيمان كمپ ديويد را به نمايندگي از سوي دولت هاي خود امضا كردند، جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا كه انعقاد اين پيمان با ميانجيگري او صورت گرفته بود، طي سخناني ضمن تقدير از شجاعت و جسارت انورسادات ابراز اميدواري كرد كه در آينده اي نزديك شاهد پيوستن تمامي كشورهاي عربي به كمپ ديويد و پايان درگيري ها به قول او «اعراب و اسرائيل» باشد.
7
ماه بعد در ارديبهشت ماه 1359، موسسه آمريكايي هريتيج با اشاره به پيروزي انقلاب اسلامي در ايران هشدار داد كه منطقه خاورميانه سال هاي سختي را در پيش دارد و پيش بيني كرد كه نفوذ خميني(ره) با دكترين محو اسرائيل، امضاي انورسادات و مناخم بگين در پاي قرارداد كمپ ديويد را به «انگشت كشيدن بر روي آب» تبديل كرده است و برژينسكي مشاور امنيتي كارتر از تبديل مناقشه «اعراب- اسرائيل» به درگيري «اسرائيل- جهان اسلام» به شدت ابراز نگراني كرده و گفت مشكل بعدي براي پيوستن به پيمان كمپ ديويد، كشورهاي عربي نيستند بلكه امام خميني(ره) جهان اسلام را به عرصه اين درگيري كشانده و جنگ اعراب و اسرائيل را كه مي توانست يك درگيري با درون مايه «ملي» باشد، به يك «جنگ مقدس» تبديل كرده است. جنگي كه مسلمانان شركت در آن را يك وظيفه ديني مي دانند.
كنفرانس صلح پاييزي بر فرض حضور كشورهاي دعوت شده نيز يك اجلاس صوري و بي اثر مانند كنفرانس هاي قبلي موسوم به صلح خواهد بود چرا كه توافق هاي احتمالي در اين كنفرانس كمترين تضمين اجرايي ندارند، زيرا اين توافق ها ميان اسرائيل و آمريكا با دولت هايي خواهد بود كه هرگز دشمن اسرائيل نبوده اند، بنابراين سازش آمريكا و اسرائيل با كساني كه همواره در سازش بوده اند چه نتيجه اي مي تواند داشته باشد؟ اسرائيل و آمريكا در منطقه با انتفاضه، حزب ا... و توده هاي عظيم ملت هاي مسلمان درگير هستند نه با حسني مبارك و ملك عبدا... سعودي و ملك عبدا...اردني. اين كنفرانس با مقاومت و پايمردي نمايندگان واقعي مردم فلسطين كه اين روزها در غزه و كرانه باختري جبهه هاي نبرد با رژيم صهيونيستي را با خون خود گلگون مي كنند، تبديل به پاييز سازشكاران و برگ ريزان دولت هاي سازش كاري خواهد شد كه امروزه در پي انقلاب حضرت روح ا... و بيداري ملت ها، فرمول توافق «دولت- دولت» را به زباله دان ريخته و سرنوشت خود را در بستر ترسيم آينده شان به دست مبارزه تعالي بخش اسلامي سپرده اند.

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦


شكست دوباره آمريكا

دكتر ولايتي پيش بيني كرد
شكست دوباره آمريكا در اجلاس به اصطلاح صلح آناپوليس

 

دكتر ولايتي مشاور رهبري در امور بين الملل و وزير خارجه اسبق كشورمان ديروز در آستانه تشكيل اجلاس آمريكايي آناپوليس آنرا شكست ديگري در طرحهاي آمريكا براي نجات رژيم صهيونيستي از گردابي كه در آن گرفتار شده دانست و گفت : آمريكائيها در عين حال به دنبال گرفتن امتيازاتي از محمود عباس هستند ولي ملت فلسطين و جهان اسلام امكان چنين باجگيري را به آنان نخواهد داد.
آقاي ولايتي معتقد است آمريكا و رژيم صهيونيستي در همه نقاط خاورميانه مستاصل شده اند زيرا افكار عمومي جهان عرب امروز بيش از هر روز ديگري مخالف آنهاست و قرينه سازي كنفرانس مادريد نيز نخواهد توانست آنها را در شوي سياسي آناپوليس نجات دهد.
متن اظهارات آقاي ولايتي را در اين باره با هم مي خوانيم :
بسم الله الرحمن الرحيم
اجلاس آناپوليس به لحاظ قرينه سازي چيزي شبيه كنفرانس مادريد است . هدف از برگزاري اين كنفرانس اين است كه يك صلح پايدار بين اسرائيلي ها و فلسطيني ها ايجاد كنند ولي به دلايل گوناگون در اين اجلاس به هدف خودشان نخواهند رسيد.
اولين دليل اين است كه يك طرف قضيه فلسطيني ها هستند. فلسطيني ها با اجلاس آناپوليس موافق نيستند حتي حاكميت فلسطيني دو دسته هستند. حاكميت غزه كه حماس است و مخالف سرسخت اجلاس آناپوليس است و يك حاكميت ساحل غربي كه آقاي محمود عباس است . در همين ساحل غربي نفوذ مردمي حماس از فتح بيشتر است . اين معنايش اين است كه بخش اعظم از فلسطيني ها اعم از مردم و حاكميت با اجلاس آناپوليس مخالف هستند مي ماند آقاي « محمود عباس » و « صلاح فياض » و بعضي از اعضاي كادر بالاي فتح كه به اين اجلاس رضايت داده اند. بنابراين اجلاس آناپوليس پشتوانه مردمي ندارد. نتيجه مي گيريم كه اين اجلاس هم مثل بقيه طرحها مثل نقشه راه كنفرانس صلح مادريد اسلو كمپ ديويد 2 واشنگتن و ... به جايي نخواهد رسيد .
دليل اول اين بود كه مردم فلسطين كه گرداننده مقاومت هستند اينها اكثريتشان با اجلاس صلح آناپوليس موافق نيستند. ممكن است در كشور ديگري حكومتي بيايد توافق نامه اي را امضا بكند و عملا توافق نامه امضا شود به علت اينكه مردم آن كشور در صحنه نيستند خيلي هم دستشان براي رفراندوم باز نيست و انگيزه هم ندارند. اما در فلسطين اين طور نيست . اگر مقاومتي وجود دارد توسط مردم است . اگر امتيازي آمريكايي ها احتمالا مي خواهند بدهند كه نمي دهند و دارند ظاهرسازي مي كنند و يا اسرائيلي ها مي خواهند بدهند كه نمي دهند و ظاهرسازي است به خاطر مقاومت مردم فلسطين است والا سرنوشت حكومت گران فلسطين مثل گذشتگاني بود كه قبل از انتفاضه اسرائيلي ها و آمريكايي ها با آنها از موضع بالا برخورد مي كردند. علت اينكه امروز به دنبال اين هستند كه نظر محمود عباس را جلب كنند و كشورهاي عربي را به كمك بطلبند به واسطه اين است كه مردم فلسطين قدرتمندانه در صحنه هستندو رژيم اسرائيل حريف اينها نمي شود. بنابراين اگر كسي از حكومت فلسطين رفت با اسرائيلي ها قراردادي را بست و اكثريت مردم ناراضي بودند اين در صحنه عمل عملي نخواهد شد. اين اولين دليل شكست قطعي اين اجلاس است .
نكته دوم اين است كه مردم جهان عرب با چنين وضعيتي با چنين طرحهايي مخالفند. حالا به دلايل عمومي كه مربوط مي شود به كل مذاكرات فلسطيني ها با اسرائيلي ها كه دلايل اختصاري آن را عرض مي كنم . براي اولين بار در تاريخ تاسيس رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي مطرح كرده اند كه نه تنها حكومت محمود عباس رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسد بلكه اسرائيل را به عنوان يك حكومت يهودي بايد به رسميت بشناسد! تا به حال چنين شرطي از طرف رژيم صهيونيستي مطرح نشده بود. اگر چنين چيز خطرناكي اتفاق بيفتد و محمود عباس به آن تن بدهد معنايش اين است كه حداقل در داخل سرزمينهاي اشغالي 1327 مسيحيان و مسلمانان فلسطيني كه عددشان هم كم نيست و قريب يك ميليون و 200 هزار نفر فلسطيني در داخل اين سرزمينها هستند اينها ديگر حقوق شهروندي خودشان را به عنوان شهروند فلسطيني از دست مي دهند و اگر آنجا بمانند به عنوان مهاجر ميهمان هستند و هرگاه اسرائيل اراده كند از آنجا اخراجشان مي كند.
اشكال بعدي اين است كه موضوع بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمينهاي مادري شان كه براساس قطعنامه 194 مجمع عمومي سازمان ملل در اواخر دهه 40 تصويب شد اين نيز منتفي مي شود و مطلب ديگر اينكه بايد گروه فلسطيني شركت كننده در مذاكرات تعهد بدهند كه با مقاومت و مبارزين فلسطيني مقابله بكنند و جلوي انتفاضه را بگيرند. اين مجموعه چيزهايي است كه اسرائيل از اينها در ابتداي كار مي خواهد. اينها همه نقد است . اما آن چيزي كه وعده كرده به اينها بدهد نسيه است . ببينيد چه چيزي قرار است به اينها بدهند. اسرائيل مي خواهد حق فلسطيني ها را براي تشكيل يك دولت بپذيرد. يعني اسم اين سلطه كنوني تبديل مي شود به دولت ! اما اينكه محدوده اين دولت چيست و كجاست در يك كنفرانس بين المللي ديگري تعيين مي شود. يعني حواله دادن فلسطيني ها به امر نامعلومي كه مشخص است انتهايش چه خواهد شد. فلسطيني ها در ابتدا هرچه داشته اند نقد مي دهند و چيزهايي را فقط نسيه مي گيرند. اگر فلسطيني ها جلوي مقاومت مردمي را نگيرند و يا نتوانند بگيرند همين موضوع باعث طلبكاري اسرائيلي ها مي شود و از اجراي مراحل بعدي تعهدات شانه خالي مي كنند. در نتيجه عملا امضايي از فلسطيني ها مي گيرند و دولت يهودي اسرائيلي را به رسميت مي شناسند از حق بازگشت آوارگان صرف نظر مي كنند اما در مقابل هيچ چيز به دست نمي آورند.
دولتهاي عرب را آمريكايي ها به اشكال مختلف تشويق كردند كه در آناپوليس شركت كنند ولي يقينا بسياري از دولتهاي عرب اين را نخواهند پذيرفت و اگر بعضي از كشورهاي عرب بخواهند اين را بپذيرند از ترس اعتراضات مردمي اين كار را نخواهند كرد. ممكن است كه در نهايت بيانيه اي در آناپوليس داده شود و اعلام كنند كه ما موفق شديم و يا قدم اول را برداشته ايم و در قدم اول موفق بوده ايم اما به نتيجه محتوايي كه نفع اسرائيل يا آمريكا داشته باشد نخواهد داشت . بنابراين از حالا معلوم مي شود كه كنفرانس در حل و فصل مسايل فلسطيني ها دچار مشكل شده است . به فرض اينكه اعراب آنچه را كه اسرائيلي ها مي خواهند امضا بكنند و آنچه كه اسرائيل به آنها وعده داده را بپذيرند اينها همه حرف است و روي كاغذ. اين بايد يك جور عملي بشود. در صحنه فلسطين . غيرممكن است مردم فلسطين چنين طرحهايي را بپذيرند. آن هم در زماني كه رژيم اسرائيل در نهايت ضعف خودش است . اسرائيلي ها دو تا شكست خورده اند كه در تاريخشان بي سابقه است . يك شكست در لبنان بود . با سرافكندگي پس از 33 روز جنگ شكست را متحمل شدند و دوم متحدين و دوستان اسرائيل را از غزه حماس بيرون كرد و اسرائيل تاكنون هرچه تلاش كرده چه به لحاظ فشار اقتصادي و محاصره اقتصادي و چه به لحاظ فشار نظامي موفق نشده كه اوضاع را در غزه به نفع خود تغيير بدهد. امروزه غزه به عنوان يك قطعه زميني كه يك طرفش درياست و يك طرفش سرزمين فلسطين است با وجود قريب 350 كيلومتر مربع وسعت و قريب 1 5 ميليون جمعيت تبديل شده به دژي كه چند صد هزار مبارز در آن هست .
اكنون كار دست حماس است و چند صد هزار فلسطيني مي توانند اسلحه به دست بگيرند. اسرائيل حريف چند هزار حزب الله در جنوب لبنان نشد با كدام نيروي زميني اسرائيل مي خواهد حريف چند صد هزار نفر رزمنده فلسطيني در غزه بشود. غزه اي كه از ستون پنجم دشمن خالي شده است غيرممكن است كه اسرائيل بتواند دو مرتبه نيروي نظامي خودش را برگرداند و غزه را اشغال بكند. مردم مقاومت خواهند كرد. حتي مردم داخل فلسطين اشغالي هم با طرح آناپوليس مخالف هستند. چون بحث دولت يهودي اسرائيلي به ميان آمده است . معناي اين طرح اين است كه هيچ غيريهودي نمي تواند شهروند فلسطين اشغالي باشد.
در طول سالهاي اخير تحول بزرگي كه در داخل سرزمينهاي اشغالي اتفاق افتاده اين است كه تعدادي از كارهاي ميليشيايي و مقاومتي در داخل سرزمينهاي 1327 و در تل آويو اتفاق افتاده است . اين خلي مهم است . اين نشان مي دهد كه آن 1 2 ميليون نفري كه در داخل فلسطين اشغالي هستند اين طور نيست كه كاملا از دولت اسرائيل تبعيت كنند. زمينه هاي مقاومت و انتفاضه وجود دارد و قوي هم وجود دارد. اينكه امروز اثري نمي بينيد معنايش اين نيست كه مقاومتي وجود ندارد. روزي كه حماس و جنبش جهاد اسلامي اراده كنند مقاومت به حركت درخواهد آمد در همان تل آويو و مناطق اشغالي . فلسطيني ها داخل و خارج سرزمينهاي اشغالي 11 ميليون نفر هستند. به صورت تصاعد هندسي تعداد فلسطيني ها روز به روز افزوده مي شود.
اجلاس آناپوليس يك شوي سياسي است . اينكه سوريه حاضر نشد در كنفرانس شركت كند مگر اينكه موضوع جولان در مذاكرات مطرح شود و آنها پذيرفتند اين درست نقطه مقابل آن چيزي است كه اسرائيلي ها طرح كردند. اين نشان مي دهد كه آمريكايي ها اسرائيلي ها را قانع كرده اند كه جولان را هم در متن مذاكرات بياورند. جولان علي رغم اينكه در مجلس اسرائيل به عنوان جزيي از اسرائيل به حساب آمده اما با قبول اين مطلب معنايش اين است كه از نظر حاميان اسرائيل هم موضوع مالكيت جولان قابل بحث و ترديد است . چرا چنين امتيازي را به سوريه دادند خواستند تا همه اعراب را با خود داشته باشند. علاوه بر اينها براي حل مسايل لبنان نيز مجبورند نظر اعراب را جلب كنند. آمريكايي ها در تلاش هستند بر مسايل لبنان نفوذ كنند. از عوامل موثر در امر لبنان سوري ها هستند. به اين ترتيب سوري ها را به مذاكره آناپوليس بردند اين يك نوع تلاش در جهت ايجاد يك تعامل با سوري هاست كه در قضيه لبنان كه مراحل بسيار حساسي را مي گذارند يا سوريه را در كنار خود داشته باشند يا از ميزان شدت واكنش هاي سوريه از كارهايي كه آمريكايي ها در لبنان مي كنند كاسته شود.
موضوع عراق هم از موضوعات مطرح فعلي است . در حال حاضر آمريكايي ها در چند نقطه از جهان عرب درگير هستند در عراق در لبنان در فلسطين در سومالي اينها درگير هستند. در سودان در قضيه دارفو آمريكايي ها پرچمدار هستند. افكار عمومي جهان عرب امروز بيش از هر روز ديگري مخالف آمريكايي ها در جهان عرب هستند.
لبنان مراحل حساسي دارد. راه نجات لبنان توافق همه گروه ها بر سر يك رئيس جمهور است . هر لبناني با هر عقيده اي اگر علاقه مند به منافع ملي لبنان باشد حتما بايد به سهم خودش اولا بايد تلاش كند كه يك رئيس جمهور متفق عليه انتخاب شود و در ثاني از ايجاد تنش در لبنان در چنين مقطع حساسي جلوگيري كند. چون اگر وضع لبنان به هم بريزد همه گروه هاي لبناني ضرر مي كنند. آمريكايي ها دنبال اين هستند كه يك دولت مطلوب خودشان را در لبنان بر سر كار بياورند. اين مصلحت لبنان نيست .
امكان اين هم كه آمريكائيها بخواهند اين كار را بكنند وجود ندارد فرانسويها هم تلاش كردند در لبنان كاري بكنند و از آقاي كاردينال « سوفر » خواستند افرادي را معرفي بكند و اين نشده يك موقع دنبال آقاي « ميشل عده » بودند. كهولت سن داشت و جلو نيامده به نظر مي رسد آمريكائيها دنبال اين هستند كه مسايل لبنان با تفاهم بين گروه ها پيش نرود. يعني در لبنان اتفاق ملي صورت نگيرد. سفير آمريكا در لبنان طوري رفتار مي كند كه انگار تعيين تكليف لبنان به عهده آمريكايي ها است . مردم لبنان مردمي فهيم هستند و زيربار سلطه گري هاي آمريكايي ها نمي روند. آمريكايي ها در لبنان زياده خواهي دارند اما آمريكايي ها در لبنان هم مثل فلسطين نمي توانند به نتيجه دلخواه و سلطه طلبانه برسد. غزه امروز مصيبت بزرگ براي آمريكايي ها و اسرائيلي ها است . اسحاق را بين گفته است كه اميدواريم يك روز صبح از خواب بيرون شويم و ببينيم كه غزه به زمين فرورفته است . غزه استخواني است در گلوي اسرائيل . در ساحل غربي هم اسمش هست كه صلح است اما هر وقت اراده كند وارد اين منطقه مي شود. نمايندگان مجلس را دستگير مي كند و زنداني مي كند. اينها علامت مستاصل بودن اسرائيل و آمريكا در همه نقاط حساس منطقه است .
اجلاس آناپوليس به لحاظ قرينه سازي چيزي شبيه كنفرانس مادريد است
اسرائيل در اين اجلاس تعهدات سنگين و ننگ آوري را نقدا از طرف فلسطيني مطالبه مي كند كه در عوض آن امتيازاتي را فقط به طور نسيه به آنها بدهد!
در طرح آناپوليس بحث دولت يهودي اسرائيلي به ميان آمده كه معنايش اينست كه سرزمينهاي اشغالي يهودي است و هيچ غيريهودي نمي تواند شهروند فلسطين اشغالي باشد و در حقيقت بازگشت فلسطيني ها معنا ندارد!
آمريكائيها دنبال اين هستند كه دولت مطلوب خودشان را در لبنان بر سر كار بياورند
آمريكا و اسرائيل در همه نقاط حساس منطقه مستاصل هستند

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦


نگاه جوان به آناپولیس و اهدافش

نگاه(جوان)

كنفرانس آناپوليس؛اهداف، دلايل و نتايج

 

پس از جنگ۳۳ روزه و شكست بى سابقه اسرائيل كه به تضعيف جايگاه منطقه اى و بين المللى اين رژيم انجاميد، تل آويو به ناچار براى رهايى از بحران داخلى و تهديدات منطقه اى پيشنهاد صلح عربستان را كه به صلح عربى معروف بود در دستوركار خود قرار داد.
اين جنگ موقعيت رژيم هاى سازش كار عربى را نيز در برابر افكار عمومى خود متزلزل كرده بود، آن ها نيز براى پاك كردن صورت مسئله اى به نام اسرائيل (غاصب و اشغالگر) با اشتياق بيشترى كنفرانسى را با همكارى مصر و اردن برگزار كردند تا روند اين صلح را بررسى كنند.


جنبش مقاومت اسلامى(حماس) به عنوان منتخب قانونى مردم فلسطين كه حداكثر آرا را در انتخابات شهردارى و پارلمانى به دست آورده بود همچنان با رويكرد مقاومت در بين فلسطينيان نفوذ بسيارى يافته بود و محمود عباس رئيس دولت خودگردان به موازات محبوبيتى كه حماس به دست مى آورد جايگاه خود را به دليل مشى سازش كارانه مقابل رژيم صهيونيستى در بين مردم فلسطين از دست مى داد، اختلاف نظرهاى دو گروه حماس و فتح در كابينه اسماعيل هنيه و مجلس بالا گرفت و عملا دو گروه را در مقابل هم قرار داد تا جايى كه منجر به درگيرى هاى اسفناك و خونبارى بين دو گروه شد و راه ايجاد دولت وحدت ملى را مسدود كرد.
مجموعه حوادث جارى باعث گرديد تا دستگاه ديپلماسى سازش فعالانه در كشورهاى عربى از يك سو و بين اولمرت و محمود عباس از سوى ديگر اقدام نمايد.
در اين بين تيرماه سال جارى رئيس جمهورآمريكا( بوش) مانند پيشينيان خود طرحى ديگر به نام طرح صلح خاورميانه را مطرح مى كند و از تمامى گروه هاى سازش عربى و فلسطينى مى خواهد كه در كنفرانس صلح خاورميانه كه پاييز امسال برگزار مى گردد شركت نمايند و به همين ترتيب محوريت طرح صلح عربى به حاشيه مى رود و تمامى طرف ها با محوريت آمريكا و كنفرانس صلح پائيزى ديپلماسى خود را هماهنگ مى كنند.
برخى از كشورهاى عربى مانند عربستان سعودى و كميته چهار جانبه صلح خاورميانه كه متشكل از آمريكا، روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل است از برگزارى اين كنفرانس حمايت كرده بودند. دراين مطلب به بررسى چند موضوع مى پردازيم:
۱. اين نشست به دنبال چه مى گردد و با نشستهاى گذشته كه به بن بست رسيده است چه تفاوتى دارد؟
۲.
رويكرد فعلى كشورها و گروههاى درگير درمناقشه فلسطين در اين خصوص چيست؟
۳.
موضع طرف هاى مذاكره كننده چيست؟
۴.
پيش بينى مى شود نتيجه اين طرح چه باشد؟
كنفرانس آناپوليس و كنفرانس هاى گذشته:
قرار است در اين كنفرانس مقام هاى دهها كشور از جمله برخى از كشورهاى عربى كه تا كنون با اسرائيل رابطه ديپلماتيك برقرار نكرده اند شركت كنند. هدف اصلى كنفرانس صلح اعلام توافق تازه اى بين اسرائيل و دولت خودگردان فلسطينى به منظور عملى كردن طرح تشكيل كشور مستقل فلسطين در كنار آغاز روند عادى سازى روابط برخى از كشورهاى عرب حوزه جنوبى خليج فارس و شمال آفريقا با اسرائيل است. درحالى كه بحث و مجادله ميان كشورهاى عربى درباره كنفرانس خاورميانه اى بوش هنوز ادامه دارد، تيم ديپلمات هاى آمريكا مدتها پيش دستور كارهاى اين كنفرانس را منتشر كردند. نيكلاس برنز معاون وزير خارجه آمريكا در نشست كارگروه اين كنفرانس گفت: زمين در برابر صلح، نقشه راه، قطعنامه هاى
۱۳۹۷ و۳۳۸ و ۲۴۲
شوراى امنيت در دستور كار نشست صلح خاورميانه قرار دارند.
بنابراين طرح با طرح هاى سازش گذشته تفاوتى ندارد.
شرايط طرف هاى كنفرانس:
همانطور كه در مقدمه آورده شد طرفهاى اين طرح در وضعيت متزلزلى قرار دارند و به دنبال دور كردن خود از بحران هاى جارى خود هستند، بحران هايى كه مدتهاست گريبانگيرآن ها شده است.
اسرائيل در اين راستا تعدادى از اسراى وابسته به جريان فتح ابومازن را آزاد كرده است البته اين امر با هدف حمايت از فتح در درگيرى هاى اخير با حماس و نيز براى نشان دادن حسن نيت خود و ايجاد رغبت در طرف مقابل براى انجام مذاكرات صلح انجام گرفت. دولت خودگردان نيز به رغم مخالفت ها و تضعيف موقعيت خود ميان فلسطينيان و درحالى كه غزه در محاصره و حملات رژيم صهيونيستى است با ملاقات هاى پى در پى با اولمرت به سفارش وزير خارجه آمريكا گام در راه سازش نهاده است.
كشورهاى عربى نيز هر كدام براى پايان دادن به مناقشات و رهايى از بن بست هاى سياسى داخلى اميدوار به روند مذاكرات هستند.
عمرو موسى دبيركل اتحاديه عرب نيز پس از ديدار با رايس در يك كنفرانس مطبوعاتى اظهار داشت كه در اين ديدار از جديت آمريكا نسبت به كنفرانس بين المللى صلح خاورميانه مطلع شده است. بنابر اين رويكرد اتحاديه عرب استقبال از برگزارى كنفرانس است.
آمريكا نيز كه مجموع اقداماتش در سال هاى اخير باعث منفى شدن افكار عمومى امت مسلمان و عرب شده است، سالهاست كه به دلايل حمايت بى دريغ از اسرائيل هزينه هاى سياسى و اقتصادى بسيارى را متحمل شده است. اين دولت به دنبال خلاصى از اين بحران در صدد ايجاد وجهه اى جديد از خود است و از سويى نيز در اثر فشارهاى لابى صهيونيستى ( آيپك) به دنبال شكست اسرائيل در جنگ
۳۳
روزه در پى يافتن راه حلى براى حفظ كيان اين رژيم در منطقه است.
اتحاديه اروپا نيز بخصوص در اين چند ساله به همراه سازمان ملل به همراهى با آمريكا قدم در اين كنفرانس مى گذارد و روسيه در حالى كه كمترين منافع را در اين مناقشات دارد براى در جريان بودن گرفتن امتياز از طرف ها و به دنبال كسب منافع احتمالى در اين كنفرانس حضور خواهد يافت.
اسرائيل نيز به شدت در برابر حملات شهادت طلبانه و مقاومت خود را ضعيف و ناتوان نشان داده است و اين را در تجربه بين سالهاى
۱۹۸۲ يعنى اشغال لبنان و آغاز درگيرى با مقاومت حزب الله تا كنون به دست آورده است ( كه منجر به عقب نشينى از لبنان در سال ۲۰۰۰
شد و بارقه هاى اميد را در مقاومت فلسطينيان زنده كرد ) و انتفاضه دوم را رقم زد تا جايى كه شارون-راديكالترين دشمن فلسطينيان- را وادار به عقب نشينى از غزه كرد. تمامى طرح هاى صلح يكى پس از ديگرى در برابر مقاومت شكست خورده است، حتى انتخابات نيز نشان از رويگردانى فلسطينيان از روند سازش و گرايش به مقاومت و عمليات هاى شهادت طلبانه است، موضوعى كه اسرائيل را به شدت به بحران كشانده است. بنابراين رژيم صهيونيستى در حالت انفعال چاره اى جز برقرارى كنفرانسى براى خروج از بحران ندارد، كنفرانسى كه موقعيت مقاومت را در بين اعراب تضعيف و سازش كارى را تقويت كند.
خواست و خطوط قرمز طرف ها از كنفرانس صلح:
اماخواست رژيم صهيونيستى چيست؟
اين هدف به راحتى از موضع وزير امورخارجه آمريكا نمايان است: آمريكا در تلاش است تا با همكارى همه طرف هاى ذيربط پرونده بحران اسراييل و فلسطين را پايان داده تا هر چه سريعتر كشور مستقل فلسطين تشكيل شود، اما ايجاد سندى فراگير و دربرگيرنده راهكار نهايى صلح هم چنان راه درازى را در پيش دارد. طرف فلسطينى بايد نسبت به تعهداتش در قبال حفظ امنيت و مبارزه با تروريسم پايبند باشد.
اماخطوط قرمزاسرائيل چيست؟
اسرائيل با مسئله بازگشت آوارگان مشكل اساسى دارد، بازگشت آوارگان كه قطعنامه هاى سازمان ملل متحد بر آن تاكيد كرده است براى اسرائيلى كه با هزينه گزاف مهاجران را از اكناف جهان گردآورده است و توانايى تامين امنيت آن ها را ندارد با مشكل روبرو مى كند، آوارگانى كه در صورت بازگشت خود بسان بمبهاى هميشه فعال عليه اين رژيم خواهند بود ،آوارگانى كه سالهاست آرزوى بازگشت دارند و سختى، آوارگى و زندگى در تنگناها را از چشم رژيم صهيونيستى مى بينند، چنانچه اويگدور ليبرمن وزير امور راهبردى اسراييل اعلام كرد حزب متبوعش تنها در صورتى از عقد يك توافق نهايى با فلسطينيان حمايت مى كند كه اين توافقنامه انتقال شهروندان عرب اسراييل به اراضى فلسطينى يا تبادل زمين با فلسطينيان را نيز شامل شود و به هيچ وجه با بازگشت فلسطينيان موافقت نخواهد كرد. بنابراين رژيمى كه با عرب هاى
۱۹۴۸ و روند زاد و ولد و افزايش جمعيتى آن ها مشكل دارد حال بازگشت از سرزمين هاى اشغالى سال ۱۹۶۷ كه اسرائيل را تقريبا محدود به ۷۰
درصد فلسطين مى كند معضلى است كه اين رژيم را در برابر افزايش جمعيت با تهديد فزاينده قدرت مانور مخالفان در صورت آزادى مرزها مواجه خواهد كرد، پس واگذارى زمين نيز براى اسرائيل خط قرمز ديگرى است هرچند كه بحث بر سر آن را مى پذيرد. آنها به خوبى واقفند كه هرگونه عقب نشينى از مواضع و خطوط قرمز به ضرر آن ها تمام خواهد شد. وزير امور راهبردى اسرائيل ابراز داشت: فلسطينى ها نمى توانند به تعهدات خود عمل كنند و اين همان موضوعى است كه اجراى حداقل تعهدات را از سوى اسرائيل با مشكل روبرو مى كند.
دولت خودگردان به سركردگى ابومازن وارث صلح ها و سازش كارى هايى است كه نتيجه اى در خور به منظور احقاق حق فلسطينيان نداشته است، اين دولت كه در انتخابات اخير به شدت شكست خورد و رقيب مقاومتى آن توانست مشروعيت سياسى خود را با مقبوليت گذشته همراه سازد، ادامه حيات سياسى خود را با مشكل مواجه مى بيند، بنابراين درصدد است تا در اين بحران با برگزارى گردهمايى از دولت هاى عربى و غربى با به انزوا كشاندن حماس به حذف رقيب اقدام نمايد.
اما خواست دولت خودگردان چيست ؟
عقب نشينى اسرائيل از سرزمين هاى اشغالى سال ،
۶۷
موضوع بازگشت آوارگان، قبول حاكميت فلسطين بر قدس شرقى و آزادى ارتباط بين كرانه باخترى با غزه خواسته هاى تشكيلات خودگردان را در برمى گيرد. همين ها تا حدود بسيارى خطوط قرمز دولت خودگردان است كه به حداقلى از آن ها در كنفرانس بايد برسد، محمود عباس در گفت وگو با روزنامه الشرق الاوسط در تازه ترين اظهارات خود درباره كنفرانس پاييز گفت: براى اينكه بتوانيم از كنفرانس پاييز با دست پر و رضايت مند برگرديم بايد سه موضوع را مورد بررسى وحل و فصل نهايى قرار دهيم. اول اينكه از حوزه خواسته ها و پيش شرط هاى سابق رها شويم دوم اينكه اصول و مسائل شش گانه (راهكارهاى نهايى صلح همچون قدس، آوارگان فلسطينى، شهرك هاى يهودى نشين، مرزها، آب هاى سرزمينى و امنيت) بطور كامل بررسى شود و در نهايت نيز به وعده ها و زمان آغاز مذاكرات با طرف اسرائيلى عمل شود.
كشورهاى عربى كه با پيشنهاد عربستان معروف به طرح صلح عربى وارد اين عرصه شدند: (طرح عربستان سعودى قطعنامه هاى
۲۴۲ و ۳۳۸ را به عنوان مبناى تلاش ديپلماتيك جديد قرار داده است. اين طرح خواستار عقب نشينى اسرائيل از سرزمين هاى اشغال شده در سال ۱۹۶۷
شامل بلندى هاى جولان، بيت المقدس شرقى و پذيرش يك دولت مستقل فلسطينى به پايتخت بيت المقدس شرقى از سوى اسرائيل شده است. در عوض تمام كشورهاى اتحاديه عرب موافقت مى كنند كه به نزاع با اسرائيل خاتمه داده، صلح بين آنها و اسرائيل برقرار كرده و از همه مهمتر مناسبات عادى با اين رژيم را آغاز كنند.
بديهى است كه اين نكته آخرى براى اسرائيلى ها از اهميت ويژه اى برخوردار است. صلح پيمانى است كه بر روى تكه اى كاغذ نوشته مى شود. اما سايه جنگ و تهديد زمانى واقعا از روى سر اسرائيلى ها كنار مى رود كه آنها بتوانند پيمانى را با اعراب در زمينه برقرارى روابط عادى منعقد كنند.
روابطى كه مبادلات اقتصادى، تعاملات آكادميك و فرهنگى و ارتباط ميان ملت هاى در جوامع مختلف اجزاى جدائى ناپذير آن باشند. اما در مطلع طرح پيشنهادى عربستان سعودى نكاتى است كه به عنوان خطوط قرمز اسراييلى ها شناخته شده اند. نكاتى نظير عقب نشينى به مرزهاى
۱۹۶۷
و تقسيم بيت المقدس. البته در اين قسمت به يكى ديگر از موضوعات بحث برانگيز يعنى آوارگان فلسطينى اشاره اى نشده است.
از ميان
۱۷
عضو ديگر اتحاديه عرب نيز مراكش، قطر، كويت، تونس، عمان و ليبى در زمره بلوك ميانه روها به حساب مى آيند. يمن، موريتانى، سومالى، جيبوتى و كوموروس نيز بازيگرانى كوچك محسوب مى شوند كه احتمالا سياست هايى مطابق با رويدادها و فضاى موجود اتخاذ خواهند كرد. كشورهايى مانند عراق، سودان، بحرين و الجزاير هم اعضايى هستند كه با مشكلات داخلى خود پنجه نرم كرده و خود به خود از اين روند كنار گذاشته مى شوند. اما كشورهاى لبنان و سوريه نيز هستند كه در هيچ يك از اين دسته بندى ها جاى نمى گيرند. ترك بلنديهاى جولان ضمن هزينه گزاف كه براى اولمرت به همراه مى آورد موقعيت اين رژيم را در برابركشورى كه رابطه تيره خود را با صلحى همانند كمپ ديويد در ازاى آزادى و ايجاد رابطه بهبود نبخشيده بسيار خدشه پذير مى كند و از سويى لبنانى كه دور نيست زخم هايى كه از اسرائيل خورده است و شكست سال پيش اين رژيم موقعيتش را در لبنان در برابر مقاومت اسلامى از دست داده است و از اين همه براى اسرئيل وخيمتر اينكه اين دوكشور روابط بسيار نزديك و ديرينه اى با ايران دارند. رويكرد آمريكا را از مواضع جانبدارانه اين كشور بايد بدست آورد، حمايت هاى بى دريغ از رژيم صهيونيستى بخصوص در رابطه با قطعنامه هاى شوراى امنيت وحمايت هاى مالى ونظامى سالانه و. . . نشان از دو مسئله دارد و آن اينكه وضع رژيم صهيونيستى بسيار آشفته است كه اقدام آمريكا براى صلح سازى را مى طلبيد و دوم اينكه آمريكا به دنبال چيزى فراتر از اين كنفرانس مى گردد، موضوعى كه در دهه هاى اخير شاهد آن بوده ايم: از نگاه ايران و نيز برخى از تحليل گران سياسى، هرگاه آمريكا براى از سرگيرى مذاكرات بين اسرائيل و فلسطينى ها فعال مى شود معمولا هدف كلى ترى را در خاورميانه در نظر دارد.
همزمانى تاريخ برگزارى كنفرانس صلح خاورميانه با اتمام مهلت دو ماهه اعضاى دائم شوراى امنيت سازمان ملل و آلمان به ايران براى وضع تحريم هاى شديدتر عليه آن از نظر برخى تحليل گران امرى تصادفى نيست و ممكن است آمريكا با استفاده از فرصت برگزارى كنفرانس در صدد تشكيل جبهه جديدى با مشاركت اعراب و اسرائيل عليه ايران برآيد.
اگر به معادله فوق، بسيار حساس لبنان نيز افزوده شود در آن صورت نگرانى آن از تحولات دو ماه آخر سال ميلادى جارى در خاورميانه كه بر گرد برگزارى كنفرانس صلح در آمريكا دور خواهد زد بهتر قابل درك خواهد بود. آن ها در تلاشند تا گروههاى مخالف برگزارى اين كنفرانس را كم شمار جلوه دهند، در حاليكه وضعيت اينچنين نيست. گروههاى مقاومت فلسطين محدود به حماس نيست و ساير گروههاى مقاومتى هم كه در حال حاضر داراى اكثريتى غالب در فلسطين هستند با برگزارى و هرگونه توافق در اين كنفرانس مخالفت خود را اعلام كرده اند و در كشور هاى خاورميانه نيز به جز ايران، سوريه و لبنان كه از تاثير گذاران اصلى مسئله فلسطين هستند كشورهاى ديگر نيز با اين كنفرانس مخالفند و اين موضوعى نيست كه طرفهاى سازش و آمريكا و اسرائيل از كنار آن بى توجه بگذرند.
بررسى شرايط نيروهاى خارج از كنفرانس:
با بررسى خطوط قرمز دو طرف و خواسته هاى آن ها از مذاكرات صلح و نگرانى ها و عدم اعتماد آنها به يكديگر در اجراى تعهدات و سوابق برگزارى كنفرانس هاى صلح سابق اينچنين بدست مى آيد كه براى چندمين بار كنفرانسى در حال برگزارى است كه نتيجه اى جزناكامى بخصوص براى طرف مقابل رژيم صهيونيستى ندارد. حداقل بهره بردارى كه از اين كنفرانس خواهد بود نشستن پاى ميز مذاكره و به نوعى شناسايى اسرائيل است. مابقى بهره بردارى ها همين اجبار دولت خودگردان به مقابله و به حاشيه كشاندن دولت قانونى حماس خواهد بود كه در حال انجام است.
اما اين همه خطوط قرمزها، ترديدها وگمانه زنى ها فقط يك روى سكه است، رويى كه در آن طرفهايى هستند كه در هرصورت خواهان مذاكره و به پايان رساندن مناقشات هستند. روى ديگر سكه جنبش هايى هستند كه گزينه مقاومت را برگزيدند. دو گروه عمده مقاومت در فلسطين وجود دارند كه با گزينه هاى شهادت طلبى و استفاده از سلاح براى از بين بردن اسرائيل قدم در راه نهاده اند و به هيچ عنوان به مصالحه بر سر آرمان خود كه همان آزادى كامل فلسطين هست راضى نمى شوند. شايد اين چنين برآورد شود كه حداقل حماس به خاطر تحت فشار بودن با اين مسئله به هر صورت كنار بيايند ولى اين امر در طول حداقل دو سال حاكميت حماس كه به انحاى مختلف تا كنون در فشار قرار گرفته است بعيد به نظر مى رسد. جنبش جهاد اسلامى نيز با رويكردى كه دارد به هيچ وجه با سازش كنار نخواهد آمد، گروههاى جهادى در بين مردم فلسطين به خاطر مقاومتى كه عليه اسرائيل دارند از جايگاه و پايگاه محكمى برخوردارند و اين همان موضوعى است كه ادامه همكارى و اجراى تعهدات كنفرانس از سوى دولت خودگردان را براى اسرائيل ناممكن جلوه مى كند.
دبير كل جنبش جهاد اسلامى فلسطين اعلام كرد كه كنفرانس به اصطلاح صلح خاورميانه تنها به نفع كاخ سفيد و اسرائيل خواهد بود. رمضان عبدالله شلح در گفتگو با پايگاه اينترنتى الجزيره تصريح كرد: اين كنفرانس راهكارهايى را براى سازش در نظر گرفته است كه مرزهاى اشغالى ،
۱۹۶۷ قضيه قدس و هرگونه پايبندى اسرائيل به حق بازگشت آوارگان فلسطينى را ناديده مى گيرد. رئيس دفترسياسى حماس دركنفرانس مطبوعاتى كه در دمشق برگزار شد درباره نشست گروه هاى فلسطينى در دمشق كه قرار بود ۷
نوامبر با هدف مخالفت با نشست آناپوليس برگزار شود گفت: اين كنفرانس همزمان با آناپوليس برگزارمى شود و اين زمزمه هاى مقاومت است كه قدرت خود را در اين كنفرانس نشان خواهد داد.
فرض توافق با بازگشت سيل عظيمى از آوارگان در فلسطين وآزادى اسراى فلسطينى امكان آزادى و وسعت مانور خطر امنيت جدى براى اسرائيل فراهم خواهد كرد، خطرى كه ديگر قابل كنترل نيست.
از نظر منطقه اى، اسرائيل در همسايگى خود دو كشور عربى را دارد كه سال هاست با آن درگير است. لبنان كشورى كه سال ها در اشغال اسرائيل بود و همين اشغالگرى اسرائيل باعث اتحاد ملى در اين كشور عليه اسرائيل شده است و اين ضديت در جنگ
۳۳
روزه دو چندان شده است و گروه مقاومت حزب الله به عنوان تهديد هميشگى و جدى اسرائيل همواره به عنوان سايه وحشتى است كه هم اكنون با حمايت اقشار مختلف مردم لبنان همراه است مطرح خواهد بود و هيچ رويكردى ديگر در اين مدت زمان اندك در لبنان اثرى ندارد.
در سياست هاى سوريه، بلندى هاى جولان حقى است كه بدون هيچ پيش شرطى بايد بازگردانده شود. بشار اسد رئيس جمهور سوريه تاكيد كرد كه سوريه هرگز از حقش مبنى بر بازگرداندن بلندى هاى جولان اشغال شده چشم پوشى نخواهد كرد. همه مى دانند شركت سوريه جز براى باز پس گيرى و اخذ امتياز يك طرفه و بدون امتيازدهى به اسرائيل نيست.
نتيجه:
در مذاكرات بين المللى اصولا هر يك ازمذاكره كنندگان سعى در قبولاندن نظريات و پيشنهادات خود به ديگرى دارد و در اينجاست كه تقابل نظريات وپيشنهادات پيش مى آيد... در هر صورت هرچند تقابل وتعارض نظريات مذاكره كنندگان زيادتر باشد احتمال عدم حصول توافق و شكست مذاكرات بيشتر خواهد بود.
از سويى خطوط قرمزهايى براى طرفهاى سازش وجود دارد كه كمترين امكان توافق برروى آن مى رود و از سويى اسرائيل در صورتى كه بخواهد از خطوط قرمز خود چشم پوشى كند در كمترين مدت بيشترين امتياز را به گروههاى جهادى مخالف خود داده است، بنابر اين بعيد به نظر مى رسد كه توافق هايى اينچنينى صورت پذيرد.
طرف آمريكايى كه به دنبال راه حلى براى حل بحران است به دلايل متعددى ازجمله دوره آخر رياست جمهورى بوش، عدم استقبال افكارعمومى منطقه و قدرت يافتن مخالفان سازش نخواهد توانست از اعمال فشار بر روى طرف فلسطينى و عربى استفاده كند.
چامسكى تاكيد مى كند كنفرانس به اصطلاح صلح خاورميانه به سبب ناديده گرفته شدن حقوق غصب شده مردم فلسطين و جانبدارى از رژيم صهيونيستى همانند نشست هاى پيشين محكوم به شكست خواهد بود، تمام كنفرانسهايى كه تا كنون در شرم الشيخ برگزار شده است تنها منافع اسرائيل و چگونگى ايجاد امنيت براى اسرائيلى هارا در دستوركار خويش قرار داده است.
علل پنهان برگزارى كنفرانس:
و اما سوالاتى كه پيش مى آيد اين است كه چرا گروههاى مقاومتى و طرفدار مقاومت برگزارى آن را تحريم و با آن مخالفند، عليرغم آن هايى كه فكر مى كنند اين مخالفت به دليل واهمه از ايجاد اتحاد عليه ايران است، بايد گفت كه نتيجه اى كه در اين كنفرانس ايجاد خواهد شد هرچه باشد ايجاد اتحادى كه منتهى به تقريب مواضع عليه ايران بشود نخواهد بود، هرچند كه اردن و مصر به روال وابستگى چندين ساله خود مواضعى را عليه ايران داشته باشند.
چند دليل مى توان براى مخالفان برگزارى اين كنفرانس يافت، اول اينكه برگزارى اين كنفرانس ها باعث نزديك تر شدن گروههاى سازش و سعى در به حاشيه كشاندن گروههاى مقاومتى است و اين هزينه اى سنگين براى ايجاد اتحادى دوباره در رويارويى با اسرائيل ايجاد خواهد كرد. دوم اينكه فرصت بدست آمده از شكست اسرائيل در جنگ
۳۳ روزه كه باعث تقويت گروههاى مقاومت شده است نيز از دست مى رود و سوم اينكه پاسخ منفى به دعوت آمريكايى است كه چهره اى منفور در ميان مردم منطقه يافته و اين خود فرصتى است كه معادله حضور سياسى آمريكا را در منطقه بر هم بزند. بنابراين تحريم كنفرانس صلح بهترين فرصت سياسى براى رهايى از حضور مداوم و استكبارى امريكا و تقويت مقاومت و در نتيجه ضربه اى موثر بر وضعيت متزلزل اسرائيل است؛ فرصتى كه نبايد از بين برود.

 

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦


ريشخند اعراب در آناپوليس

 

درحالي كه تنها سه روز از پايان اجلاس سازش آناپوليس مي گذرد و هنوز مركب امضاي توافقنامه ها ميان مقامات رژيم صهيونيستي و تشكيلات خودگردان فلسطين خشك نشده است صهيونيستها ابايي ندارند از اينكه اعلام كنند در اجلاس مذكور اعراب را فريب دادند. روز گذشته روزنامه صهيونيستي « هاآرتص » علنا به قصد واقعي تل آويو از شركت در كنفرانس آناپوليس اعتراف كرد و آن را فريب اعراب اعلام نمود.
هاآرتص در تحليل خود تصريح كرد : آناپوليس هرگز نتيجه نمي داد اگر اسرائيل شركت كنندگان در كنفرانس مذكور را فريب نمي داد! هاآرتص همچنين در بخش ديگري از مطلب خود گردن نهادن اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي به توقف ساخت شهرك هاي يهودي نشين را يك مانور دانست و تاكيد كرد اين وعده هرگز عملي نخواهد شد.
در همين حال يك وزير اسرائيلي نيز با پرده برداشتن از اهداف واقعي اسرائيل در اجلاس آناپوليس اعتراف كرد يكي از مهمترين هدفهاي اسرائيل در اين كنفرانس ايجاد زمينه لازم براي تهاجم گسترده به غزه به عنوان پايگاه حماس بوده است .
اين ها واقعياتي است كه پيشتر نيز محافل خبري و سياسي مستقل به آن اشاره مي كردند و اعراب و به خصوص جناح سازشكار فلسطين را از سقوط در دام جديد صهيونيستها در اجلاس آناپوليس برحذر مي داشتند ولي آنها بي اعتنا به اين هشدارها همان راهي را رفتند كه صهيونيستها نشان داده بودند و در دامي كه رژيم صهيونيستي با هماهنگي آمريكا گسترده بودند سقوط كردند.
در اين ميان آمريكا نيز روز گذشته پيش نويس توافقات حاصله در آناپوليس را كه به شوراي امنيت ارائه كرده بود به دليل نارضايتي رژيم صهيونيستي پس گرفت . معاون سفير آمريكا در سازمان ملل در توجيه اين اقدام واشنگتن گفت : باتمام احترامي كه به طرفهاي حاضر در آناپوليس داشتيم ! به دليل خاطر جمع نبودن از تبعات آن بهتر ديديم طرح را از شوراي امنيت خارج سازيم . اين اقدام درعين اينكه نشان داد واشنگتن تا حد سرسپرده صهيونيستهاست يك دهن كجي آشكار به اعراب شركت كننده در اجلاس مذكور بود. ترديد نيست تنها دليل اقدام آمريكا در خارج كردن طرح اجلاس آناپوليس از شوراي امنيت آن بوده است كه حدس زده مي شد سازمان ملل عليه دولت يهودي راي دهد.
اكنون در اندك زماني كه از اجلاس مذكور سپري شده است نشانه هاي پوچي اين اجلاس يك به يك روشن مي شود.
نكته مسلم اين است آمريكا به عنوان باني اصلي موجوديت رژيم صهيونيستي و حامي همه جانبه اين رژيم در طول حيات 60 ساله اش هرگز نمي تواند ميانجي عادل و منصفي براي بحران فلسطين باشد. اجلاس هاي سازش گذشته نيز همين واقعيت رابه اثبات رسانده است . تجربه و تاريخ فلسطين نشان داده است صهيونيستها اگر در مواقعي نيز حاضر به دادن امتيازي به فلسطيني ها و اعراب شده اند از روي اجبار و بر اثر مبارزات قهرآميز فلسطيني ها و ساير اعراب بوده است . قطعا در پاي ميز مذاكره صهيونيستها امتيازي به طرف عربي نخواهند داد. اساس شكل گيري و ادامه حيات سياسي اسرائيل بر پايه حمله جنايت اشغال و بي اعتنايي به قطعنامه هاي بين المللي بوده است و براي اين رژيم واژه هايي چون صلح و اعاده حقوق اعراب معني ندارد.
هم اكنون نيز عليرغم ادعاهاي صلح طلبي نشانه ها حاكي از آماده شدن اين رژيم براي تهاجم گسترده به غزه است . از اينرو با اين رژيم تنها بايد با زبان آن يعني مبارزه سخن گفت .

  
نویسنده : صادق ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦